powered by : starshadmehr
اي كه رفتي با خود دلي شكسته بردي
اين چنين به طوفان تن مرا سپردي
اي كه مهر باطل زدي به دفتر من
بعد تو نيامد چه ها كه بر سر من
اي خداي عالم چگونه باورم بود
آنكه روزگاري پناه و ياورم بود
سايه اش نماند هميشه بر سر من
زير لب بخندد به مرگ و پر پر من
رفتي و نديدي كه بي تو شكسته بال و خسته ام
رفتي و نديدي كه بي تو چگونه پر شكسته ام
رفتي و نهادي چه آسان دل مرا به زير پا
رفتي و خيالت زماني نميكند مرا رها
اي به دل آشنا تا كه هستم بيا
واي به من مگر نيايي